48000 لاله پرپر ارتش جمهوری اسلامی ایران :

افسر عملیات ناوچه جوشن شهید دریادار ابراهیم حرآبادی(جاویدالاثر)
48000 لاله پرپر ارتش جمهوری اسلامی ایران :

زندگی نامه دريادار شهيد؛ علي زارع نعمتي
در صفحات تاريخ پراز حماسه دفاع مقدس ملت ايران به شهدايي برمي خوريم كه شجاعت، دلاوري، ايمان و اخلاص آنان هر انسان آزاده اي را حيران مي كند و به تفكر وامي دارد.
زندگي نامه دريادار شهيد علي زارع نعمتي:
شهيد علي زارع نعمتي در ۱۷ تيرماه سال ۱۳۳۸ هجري شمسي در خانواده اي مذهبي در شهرستان ساوه چشم به جهان گشود. پدرش در ژاندارمري انجام وظيفه مي كرد و از همين رو، «علي» نظم و ترتيب را از پدر آموخت و در دامان پرمهر او، عشق و خدمت به مردم را فرا گرفت. وي پس از اتمام تحصيلات مقدماتي و متوسطه و اخذ ديپلم در سال ۱۳۵۵ وارد ارتش شد و به خيل عظيم دريادلان نيروي دريايي پيوست. شهيد نعمتي تحصيلات عاليه خود را در كشور ايتاليا به پايان رساند و در سال ۱۳۵۹ و در حالي كه جريان هاي انقلاب اسلامي را در ايتاليا پي مي گرفت به درجه ناوبان دومي مفتخر شد. او در سال ۱۳۶۰ به وطن بازگشت و با اشتياق، خدمت در ناوچه هميشه قهرمان جوشن را در منطقه دوم دريايي بوشهر براي خود برگزيد و به عنوان فرمانده دوم اين شناور، راهي جنوب شد. شهيد علي زارع نعمتي براي همه ملوانان قهرمان جوشن دوستي صميمي و رازدار بود، چندان كه به گفته همرزمانش؛ بچه هاي ناوچه جوشن در همه اوقات مشكلات و گرفتاري هاي خود را تنها با او در ميان مي گذاشتند و از او استمداد مي طلبيدند.
نحوه شهادت:
يكي از بازماندگان ناوچه قهرمان جوشن به نام ناواستوار عرفان آهنگر درباره چگونگي شهادت دريادار علي زارع نعمتي مي گويد:
ساعت چهار بعد از ظهر ۲۶ فروردين ماه ۱۳۶۷ براي محافظت از آب هاي نيلگون خليج فارس و درياي عمان از اسكله پايگاه دريايي بوشهر حركت كرديم. ماموريتي همچون ماموريت هاي گذشته؛ خبرها حاكي از آن بود كه دشمن به سكوهاي نفتي ما حمله كرده و نفتكش هاي ما را تهديد مي كند. روز ۲۹ فروردين و اولين روز ماه مبارك رمضان بود. دريا متلاطم بود. همه جا بوي غريبي داشت. در ناوچه جوشن آماده باش صددرصد اعلام شده بود. نزديك جزيره سيري بوديم. در همه جا سكوت مطلق حكمفرما شده بود. آرام آرام تاريكي جاي خود را به روشني روز مي داد. در اين هنگام متوجه هليكوپترهاي آمريكايي كه در اطراف ما گشت مي زدند، شديم. چند رزم ناو آمريكايي نيز در اطراف ما بودند و تقريباً ما را احاطه كرده بودند. يكي از ناوهاي دشمن روي مدار مخابراتي به ما اخطار داد: «محل را ترك كنيد!» شهيد دريادار علي زارع نعمتي در پاسخ گفت: «اين منطقه جزو آب هاي ايران است و اين شما هستيد كه بايد آب هاي ايران را ترك كنيد.» بار ديگر اخطار داده شد كه ناوچه را رها كنيد! شهيد زارع نعمتي نيز پاسخ داد: «ما تا آخرين قطره خون با شما خواهيم جنگيد!» قبل از شهادت، شهيد نعمتي در تماس با دشمن هرگونه پيشنهادي را از طرف آنها رد و با تمام وجود در مقابل آنها مقاومت كرده بود.
نفس ها در سينه حبس بود. همه آماده درگيري با دشمن بوديم. هليكوپترهاي دشمن نزديك شدند و يكي از آنها در بالاي سر ما پرواز مي كرد. ما نيز بار ديگر به دشمن اخطار داديم، ولي اين كار نيز سودي نداشت. ناوهاي آمريكايي از چهار طرف ما را محاصره كرده و با موشك هاي پي در پي ما را هدف قرار مي دادند.
48000 لاله پرپر ارتش جمهوری اسلامی ایران :

امير سرافراز ارتش اسلامي سرتيپ خلبان شهيد علي اكبر شيرودي، در دي ماه 1334 در شيرود تنكابن به دنيا آمد.
وي دوران ابتدايي و دبيرستان را در تنكابن پشت سر گذاشت. سپس به تهران رفت و سپس از طي مراحل جذب در هوانيروز و آموزش خلباني به اصفهان اعزام شد.
شهيد شيرودي در طول دوران قبل از انقلاب در زمينههاي مذهبي فعاليت ميكرد و عليه رژيم شاه فعاليتهايي را انجام ميداد.

اين شهيد بزرگوار با سختي و مصائب بسيار تا سوم متوسطه در زادگاهش به تحصيل پرداخت ، سپس راهي تهران شد و همراه با كار به تحصيل خود ادامه داد .
شهيد شيرودي با اتمام تحصيلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و دوره مقدماتي خلباني را در تهران به پايان رساند . سپس دوره هلي كوپتري كبرا را در پادگان اصفهان ديد و با درجه ستوانياري فارغ التحصيل شد .
وي پس از سه سال خدمت در ارتش به كرمانشاه رفت وبا شهيد كشوري و چند نفر ديگر آشنا شد بطوري كه بيشترين اوقات را با آنان مي گذراند و با اوج گرفتن جريانات انقلاب اسلامي شهيد شيرودي از ارتشياني بود كه به صفوف راهپيمايان پيوست و به دستور حضرت امام مبني بر فرار سربازان از پادگان ها او نيز خارج شد.
پس از خروج از پادگان درصدد تشكيل گروهي چريكي بر آمد و با تعدادي از دوستانش در كرمانشاه در اين زمينه اقدام كرد تا اينكه امام به ميهن بازگشتند و انقلاب به پيروزي رسيد .
شهيد شيرودي پس از جريانات پيروزي انقلاب با پيشمرگان كرد مسلمان همكاري كر د
بر پايه اين گزارش زماني كه جنگ كردستان آغاز شد شيرودي و چند تن ديگرازخلبانان وارد جنگ شدند و او ساعتي ازجنگ فاصله نگرفت وچنان جنگيد كه شهيد دكتر چمران او را ستاره درخشان جنگ كردستان مي ناميد و شهيد تيمسار فلاحي نيز او را ناجي غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آربابا ، بازي دراز ، ميمك و دشت ذهاب وپايگاه ابوذر معرفي مي كرد .

شهيد شيرودي بالاترين ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت و با بيش از 40بار سانحه و بيش از 300 مورد اصابت گلوله به هلي كوپترش ولي باز سرسختانه مي جنگيد و هميشه عاشق به تمام معني بود.
وي بار ها هنگام پرواز مي گفت: وقتي كه پرواز مي كنم حالتي دارم همانند يك نفرعاشق كه به طرف معشوق خود مي رود. هرلحظه فكر مي كنم كه به معشوق خودم نزديك تر مي شوم و به آن آرزوي قلبي كه دارم مي رسم ولي وقتي برمي گردم هرچند كه پروازم موفقيت آميزبوده باشد باز مقداري غمگين هستم چون احساس مي كنم هنوز آنطوريكه بايد خالص نشدم تا مورد قبول دعوت خدا قرار بگيرم.

شهيد علي اكبر شيرودي در نهايت به خلوصي كه خواهانش بود رسيد و مورد دعوت حق قرار گرفت و در هشتم ارديبهشت ماه سال 1360 در حاليكه تانك هاي عراقي به طرف قره بلاغ دشت ذهاب در حركت بودند با هلي كوپتر به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندين تانك از پشت سر مورد اصابت گلوله تانك قرار گرفت و به شهادت رسيد .
48000 لاله پرپر ارتش جمهوری اسلامی ایران :


سرلشكر خلبان شهید عباس بابايي
تولد : 14 آذر 1329 قزوين
تحصيلات : فارغ التحصيل دانشكده خلباني از آمريكا
مسئوليت : فرماندهي معاونت عمليات نيروي هوايي ارتش
شهادت : 15 مرداد 1366 مطابق با عيد قربا ن 1407 هـ . ق - آسمان منطقة عملياتي سردشت
گلزار : قزوين امام زاده حسين (ع)

مافوق صوت تا ماوراء
48000 لاله پرپر ارتش جمهوری اسلامی ایران :

خاطرات شهید سوخته جبهه های غرب سرلشکرخلبان یحیی شمشادیان به قلم مسعود آب آذری و ایرج فلاح به نگارش درمی آید.
مسعود آب آذری گفت: امیر سرلشکر خلبان یحیی شمشادیان قهرمان بوکس ایران و از همرزمان شهیدان کشوری و شیرودی به شمار می رفت.
این نویسنده و فیلمساز ادامه داد: شهید شمشادیان معروف به شهید سوخته جبهه های غرب و هوانیروز، از ماهرترین خلبانان بالگرد تاو کبری بود که در جبهه های غرب با رشادت های فراوان و بی باکانه، سینه به سینه با تانک های دشمن روبه رو شد و اجازه نداد زحمات شهید کشوری در ایلام به هدر برود.
وی ادامه داد: این شهید بزرگوار فرمانده تیم آتش هوانیروز در ایلام بود و از جمله مسوولیت های دیگر وی می توان به فرماندهی عملیات های مسلم ابن عقیل، میمک و فتح اشاره نمود.
آب آذری اضافه کرد: سرلشکر خلبان یحیی شمشادیان به دلیل حماسه های بی بدیلی که از خود در ایلام به نمایش گذاشت، از سوی مسوولان عالیرتبه ارتش ۱۸ ماه ارشدیت گرفت و نشان افتخاری دیگر در کارنامه فعالیت های خود به ثبت رسانید.
وی عنوان کرد: امیر شمشادیان هر لحظه انتظار شهادت می کشید تا اینکه در پانزدهم مهرماه سال ۶۱ در ارتفاعات ۴۰۲ منطقه سومار پس از منهدم ساختن چند تانک دشمن به شهادت رسید و یدالله واعظی کمک خلبان وی به طور معجزه آسایی نجات یافت و به درجه جانبازی نائل گشت.
این نویسنده تصریح کرد: بر همین اساس نگارش زندگینامه و خاطرات شهید امیر سرلشکر خلبان یحیی شمشادیان در قالب مستند داستانی از مدتی پیش کلید خورده و پیش بینی می شود تا پایان سالجاری این اثر به مرحله نهایی خود برسد.
48000 لاله پرپر ارتش جمهوری اسلامی ایران :



48000 لاله پرپر ارتش جمهوری اسلامی ایران :

نام و نام خانوادگی: محمد جعفر نصر اصفهانی
نام پدر: تقی
تاریخ تولد: 10/6/1339
محل تولد: اصفهان
تحصیلات: كارشناسی علوم نظامی
محل مجروحیت: پنجوین عراق
نوع عامل شیمیایی: گاز خردل
محل شهادت: بیمارستان 502 ارتش
تاریخ شهادت: 19/8/1375
---------------------------------------------------------------------------
سرهنگ شهید محمد جعفر نصراصفهانی، فرزندتقی، درروزدهم شهریورماه 1339در«محله منارجنبان» در اصفهان بدنیاآمد. پس از طی دوران طفولیت به مدرسه رفت و تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم متوسطه در رشته ریاضی در اصفهان ادامه داد.
در بهمن ماه 1357 و اوج گیری قیامهای مردمی در دبیرستان تحصیل می نمود و در مبارزه علیه رژیم حاكم با فعالیت هایی ازقبیل پخش اعلامیه امام (ره) به همراه دوستانش شرکت می کرد.
پس از اخذ دیپلم متوسطه در روز پانزدهم بهمن ماه 1358 به خدمت سربازی اعزام و پس ازطی دوره آموزشی اولیه در مرکزآموزشی بیرجند به گروه 44 توپخانه اصفهان منتقل گردید.
درگروه 44 باتوجه به روحیه مذهبی و انقلابی که داشت در فعالیتهای انجمن اسلامی مرکزآموزش توپخانه شرکت و در این فعالیت با سرگرد صیاد شیرازی و دیگر افسرانی که با ایشان همکاری می کردند آشنایی پیداکرد.
با شروع جنگ در سال 1359، در همان ماههای اول به اتفاق چند نفر دیگر داوطلبانه تقاضای اعزام به جبهه نمود و در روزهای اول حضوردرمنطقه عملیاتی سوسنگردمجروح و به بیمارستان منتقل گردید.
در مهرماه سال 1360با انتصاب سرهنگ صیادشیرازی به فرماندهی نزاجا، در دفتر ایشان خدمت خود را ادامه داد.
بعد ازگذراندن 18ماه خدمت دوره ضرورت و شش ماه خدمت احتیاط درتاریخ15/11/ 1360خدمت وی به پایان رسید، اما همچنان داوطلبانه به خدمت خود در دفتر فرماندهی نزاجا ادامه داد و در همین زمان با وساطت یکی ازافسران همکار با انتخاب یک همسر از خانواده ای متدین، ازدواج نمود.
به توصیه تیمسارصیادشیرازی و همکاران نزدیک ایشان خدمت در ارتش را به عنوان شغل دایم خود انتخاب و در سال 1361 وارد دانشکده افسری گردید.
در طول دوره دانشكده جوانی کاردان ، باهوش و بینش مذهبی و سیاسی و با اخلاق بود.
در زمان جنگ با اینکه مرکزتوپخانه در اصفهان بود، اما وی رسته پیاده را برگزید و دوره مقدماتی را در لشگر28پیاده سنندج - که در دو جبهه درگیر بود و از پر مخاطره ترین یگانها بود - انتخاب کرد و به آن یگان منتقل و به عنوان فرمانده گروهان پیاده در خط مقدم جبهه مشغول به خدمت گردید.
در سال 1367 در یک عملیات رزمی درمنطقه مریوان و پنجوین عراق به شدت مجروح و به پشت جبهه منتقل گردید و در همین زمان به واسطه تک شیمیایی دشمن بعثی آلودگی شیمیایی نیز پیدا نمود.
وی از سال 67 13تا 1373 در مشاغل زیر خدمت نمود.
بازرسی لشگر 28 سنندج - دوره عالی پیاده درشیراز.
فرمانده گروهان دانشجویان در دانشکده افسری.
قرارگاه شمال غرب نزاجا.
بازرسی نزاجا.
معاون وفرمانده گردان تکاورتیپ 45 تکاور.
سال 1373 با ترفیع به درجه سرهنگی بعنوان فرمانده تیپ 1 لشگر 23 انتصاب وخدمت نمود.
سال 1374 بعنوان فرمانده تیپ 1 لشگر 77 پیاده ثامن الائمه (ع) وبا تمایل وی انتصاب ودر منطقه عملیاتی جنوب.
در این مسولیت با اینکه در شرایط جسمانی خوبی نبود و چند ماه قبل از آن مورد عمل جراحی از ناحیه معده قرار گرفته بود خدمت نمود.
در سال 1375 حال عمومی وی به واسطه مجروحیت وآلودگی شیمیایی از گذشته مجدداَ به وخامت گذاشت و بعد ازمدتی بستری شدن در بیمارستان و منزل و تحمل درد و رنج فراوان در روز 19 آبان ماه سال 75 13 روح ملکوتی اش به لقاءالله و به خیل عظیم شهدا و مجاهدان راه اسلام پیوست.
48000 لاله پرپر ارتش جمهوری اسلامی ایران :
زندگی زیباست اما شهادت زیباتر ،،، ایکاش ماهم با شهادتمان رنده شویم
امام خامنه ای (مدظله العالی) :
شهادت دُر گرانبهایی است که بعد از جنگ به هر کس نمیدهند…
آن روزها دروازه ای برای شهادت داشتیم و حال معبری تنگ
هنوز برای شهید شدن فرصت هست
دل را باید پاک کرد…
.: Weblog Themes By Pichak :.

